قطار انقلاب و جاماندگی ها
انقلاب به بهترین نحوی مسیر خود را می پیماید. ریاست و صدارت کسانی که علقه ای به بنیان های فکری انقلاب ندارند، هرچند ضربه ای غیر قابل انکار است ولی لطمه ای غیر قابل جبران نیست. یک سؤال منطقی راجع به سیستم های مردم سالار قابل طرح است: «اگر مردم در یک نظام مبتنی بر آراء، ره به اشتباه رفتند و گزینهی مطلوبی را انتخاب نکردند، آنگاه با صدمات جبران ناپذیر یک فاسد یا منحرف چگونه به ساختارهای مردم سالار در نظام اسلامی اعتقاد داشته باشیم؟»طبیعی است که همیشه نتیجهی انتخابات نتیجه ای مطلوب نیست و چه بسا مردم تحت تأثیر تبلیغات سیاسی به اشتباه بیافتند. شاید مهمترین این اشتباهات روی کار آمدن سید ابوالحسن بنی صدر با چندین میلیون رأی باشد.شهید مطهری در کتاب پیرامون جمهوری اسلامی این سؤال را مطرح می کند و به آن پاسخ می دهد. پاسخ استاد شهید بسیار در خور تأمل است. ایشان انتخاب اشتباه را نوعی تجربهی سیاسی می دانند که روند بالندگی اجتماعی و سیاسی مردم را شتاب خواهد بخشید. انقلاب مسیر خویش را می پیماید و بنابر کلیشه ای سیاسی، گهگاه فرزندان خویش را می خورد. تردیدی نیست که تاریخ مملو است از «جاماندگی ها» و خورده شدن انسان هایی که در حد خود روزگاری انبان ارزش ها و آرمان ها را بر دوش کشیده اند. ماجرای سقیفه و جنگ جمل 2 اتفاق تکان دهنده در تاریخ اسلام اند: ماجرای انحراف و نفاق.انتخاب بنی صدر به عنوان رئیس جمهور یک نظام نوخاستهی اسلامی، هرچند دردناک و تأسف بار است ولی چندان اثرگذار نیست. روح خروشان انقلابی مردم در حیث جمعی خود به سرعت این لطمه را التیام می بخشد و انقلاب راه خویش را در پی می گیرد. انتخاب بنی صدر نه یک انحراف، بلکه یک اشتباه است. لطمهی مهمتر شاید آن هنگام است که شعارهای مشابه سازی شدهی یک طیف سیاسی، حرکت اصلی و اصیل انقلاب را به کجراهه می کشاند.نزدیکترین مفهوم به شعار «آزادی»، عدالت اجتماعی است. آزادی، بهرغم تقدسش، گاهی کجراههای است که مردم تشنهی عدالت را به انحراف می کشاند. 8 سال حاکمیت اصلاح طلبان، دورانی بود که بهتدریج آن روی سکهی «آزادی» افشا شد و مردم معنای حقیقی آن را دریافتند. دوران اصلاحات، بنا بر چارچوبی که استاد مطهری در اختیار ما میگذارد، نه یک لطمهی جبران ناپذیر که نهایتاً با افشا شدن ماهیت حقیقی اش، به سرمایه ای تاریخی برای انتخاب های آیندهی مردم در نظام مردم سالار ما بدل شد. باید اعتراف کنیم که دوران اصلاحات با همهی شرمندگی های تاریخیاش، در ابراز خود تا اندازه ای صادق بود. اصلاح طلبان (شاید از سر نخوت یا از روی خامی) آشکارا ارادت خود را به بنیان های غرب سکولار ابراز کرده و آشکارتر به مبانی مقدس انقلاب اسلامی اهانت کردند (رجوع کنید به افشای ماهیت سکولار جریان اصلاحات در فرمایشات مقام معظم رهبری 87/6/2). اوج این نخوت و خامی این بود که باردیگر به هوس دیرین خود کسی چون معین را به عنوان نماینده ی اصلاحات به انتخابات روانه کردند. انقلاب برای تعالی خویش نیاز به گذر از این گذرگاه ها دارد. سوم تیر 84 یک برگ دیگر از انتخاب سیاسی مردم ایران است. روزی که دغدغه های اصیل انقلابی، کجراهه را از راه اصلی باز می شناسد. می توان گفت که سوم تیر شکست جریان انحراف است. به میزان بالندگی و رشد سیاسی و فرهنگی نظام، مشکلات هم رشد می کند. طبیعی است که بزنگاه های سیاسی در آیندهی سیاسی ایران دیگر به سادگی انتخاب بنی صدر یا اصلاح طلبان نیست. جریان نفاق هماره هنگامی خود را می نمایاند که رشد و هوشیاری عمومی راه را بر اشتباه و انحراف ببندد. نفاق در یک تعریف ساده، باطلی است که لباس حق پوشیده است. جریانی که بنا به فرموده ی مقام معظم رهبری مصداق «ریزش» یا «جاماندگی» هستند، طبیعتاً برای ادامهی حیات خویش راه منافقانه ای را برخواهند گزید. توضیح اینکه سوم تیر، رفتار صادقانه و خالصانهی فرزند ان انقلاب که مفهوماً و مصداقاً تذکر دوبارهی ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی بود، راه را بر اشتباه و انحراف بست. توفیق احمدینژاد در جلب و جذب دل هایی که فارغ از قدرت طلبی سیاسی، دل در گرو عدالت، ساده زیستی و مردم داری داشتند، بهطور طبیعی گفتمان انحرافی رقیب را به سوی تمسک به همین ابزار سوق داد. مبارزه در هوای گرگ و میش سخت است ولی آنگونه که احمدینژاد اذعان کرده است «در این انتخابات، یاران حقیقی انقلاب مشخص می شوند» و پس از ابهام و تشابه های منافقانه، صبح روشن فرا خواهد رسید.در پس هر انتخاباتی، نشانی از بالندگی انقلاب نمایان می شود. حتی انتخاب های اشتباه هم پله ای برای صعود است. بهرغم آنکه آرایش های مزورانه و منافقانه، انتخاب را سخت می کند ولی انقلاب مسیر خویش را می پیماید و چهرهی حقیقی فرزندان حقیقی یا شناسنامه ای خود را بازمی نمایاند و اینک احساس می شود که مسافران دیگیری از این قطار پر خروش به بیرون پرتاب شود ، شاید این همه سال برای بازگشت همه غافلین به مسیر اصلی انقلاب دیگر کافی باشد ، آری انتخابات 22 خرداد جشن انقلاب جوانی است که می خواهد برای همیشه با فرهنگ اشرافیگیری عالیجنابان قدرت طلب و مافیای ثروت و قدرت خداحافظی نماید .