انقلاب سوم ، رهایی کشور ار مافیای قدرت و ثروت
به دنبال شکست هاشمی در متقاعد کردن کروبی به کناره گیری، خاتمی به نفع میرحسین موسوی کناره گیری کرد و شوک عظیمی به اصلاح طلبان وارد شد.
بیشترین شوک به تندروهای حامی خاتمی وارد شد که می کوشیدند با تهدید خاتمی از انصراف وی جلوگیری کنند. در همان روزهای ابتدایی انصراف محمد خاتمی، حزب مشارکت اعلام کرد که پس از برگزاری جلسه و طرح سوالاتی از میرحسین موسوی به این نتیجه رسیده که از وی در انتخابات دهم حمایت کند.
همچنین سازمان مجاهدین انقلاب که خاتمی را تهدید به تحریم انتخابات کرده بود اعلام داشت که پس از قبول شرایطی از جانب میرحسین موسوی تصمیم به حمایت از وی در انتخابات دهم گرفته است، مجاهدینی ها نگفتند که این شرایط چه شرایطی است اما بعید به نظر میرسد که این شرایط چیزی جز ” سهم خواهی“ پس از پیروزی احتمالی میرحسین موسوی باشد.
همکاری سازمان مجاهدین انقلاب با میرحسین موسوی حساسیت هایی را ایجاد کرد و این حساسیت ها به بیانیه ای بر می گشت که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در سال 81 صادر کرده بود.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در زمان آیت الله مشکینی بیانیه ای صادر کرده بود که طی آن سازمان مجاهدین انقلاب را فاقد مشروعیت دینی دانسته و متدینین را از همکاری با آن بر حذر داشته بود.این بیانیه به دنبال آن صادر شده بود که هاشم آغاجری از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب در یک سخنرانی تحت عنوان ”پروتستانتیزم اسلامی“ در دانشگاه همدان، تقلید اسلامی را با تعابیری نامناسب و اهانت آمیز مورد خطاب قرار داده بود. چندی بعد نیز خبر حمایت اعضای ” نهضت آزادی“ که توسط امام راحل (ره) فاقد مشروعیت سیاسی دانسته شده بود از میرحسین موسوی به گوش می رسید. البته این حمایت موسوی انتقاداتی را متوجه او کرد از جمله انتقاد زهرا مصطفوری فرزند امام راحل (ره).
میرحسین موسوی دیداری را با اعضای شورای مرکزی زنان جمهوری اسلامی برگزار کرد که دبیر کل آن دختر امام (ره) بود و اعلام حمایت وی از موسوی می توانست برای وی بسیار حائز اهمیت باشد.
اما بر خلاف انتظار موسوی، در این دیدار مصطفوی از موسوی در خصوص رابطه اش با اعضای نهضت آزادی سوال کرد و در سوالی ”کنایه آمیز“ از وی پرسید که چگونه میتوانیم افرادی را که با آنها اختلاف نظر داریم در مناصب اجرایی بکار بگیریم و به آنها مسئولیت بسپاریم ؟
پس از این سوال فرزند امام، میرحسین موسوی خبرنگاران را از جلسه بیرون کرد و پس از
پایان یافتن جلسه از آنها خواست که سوال مصطفوی درخصوص نهضت آزادی را منتشر نکنند!همه تلاش میرحسین موسوی برای کاهش حساسیت رابطهاش با تندروهای اصلاح طلب از جمله نهضت آزادی و سازمان مجاهدین به این دلیل بود که وی میکشید تا علاوه بر اختصاص دادن آرای تندروهای اصلاح طلب، از طریق دادن شعار ”اصلاح طلب اصولگرا“ بخشی از آرای اصولگرایان را نیز برای خود کند.
سرانجام مهدی کروبی، محسن رضایی، میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد نام خود را به عنوان کاندیداهای دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ستاد وزارت کشور ثبت کردند.
خرداد ماه فرا رسید و در حالی که صدا و سیما هم متهم به حمایت از دولت نهم شده بود(!)، عزت الله ضرغامی نمایندههای نامزدهای انتخابات را میهمان خود کرد تا در حضور آنها مراسم قرعه کشی را برای استفاده تبلیغاتی نامزدها از صدا و سیما انجام دهد که پس از این قرعه کشی به هر نامزد 18 ساعت فرصت داده شد.
بر اساس این قرعه کشی نامزدهای انتخاباتی به مقدار یکسان فرصت تبلیغ از رسانه ملی را پیدا کردند که این فرصت عبارت از ارائه برنامه ها، پخش فیلم تبلیغاتی، پاسخ به کارشناسان، گفتگوی ویژه و مناظره با دیگر نامزدهای انتخاباتی بود.
اگرچه در روزهای منتهی به خرداد اختلافاتی میان اصلاح طلبان یعنی هواداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی به وجود آمد اما هم موسوی هم کروبی و هم رضایی رقیب اصلی خود را محمود احمدی نژاد میدیدند و اینگونه بود که از ابتدای خرداد ماه به شکل ویژه ای به تخریب دولت نهم پرداختند.
نقد، حمله، تخریب، فحاشی و توهین از گوشه و کنار علیه دولت نهم مطرح می شد و سالن 12000 نفری ورزشگاه آزادی جایی بود که در آن خبری از ادب و احترام نبود.
روز دوم خرداد حامیان میرحسین موسوی در غیاب او اما با حضور محمد خاتمی، زهرا رهنورد، فائزه هاشمی و برخی چهرههای سینما و تلویزیون دور هم جمع شدند تا علیه احمدی نژاد فحاشی کنند و کف و سوت بزنند و رقص و آواز کنند.
فائزه هاشمی در عین گستاخی گفت که در شرایطی به سر میبریم که نکبت، خفت و خواری نصیب ملت ایران شده است و مطمئن هستم که اگر براثر خطای ما این دولت پیروز شود، امر بر این آقا (احمدی نژاد) مشتبه میشود و خود را امام زمان مینامد.
بقیه کسانی که فرصت صحبت یافتند نیز احمدی نژاد را ”آدم کوچولو“ و ”خاله سوسکه“ نامیدند و دل سیری خندیدند. هاشمی از چند وقت پیش اعلام کرده بود که برای تبلیغ میرحسین موسوی به این طرف و آن طرف خواهد رفت و تبلیغ خواهد کرد اما نگفته بود که منظور او از تبلیغ فحاشی است. فاطمه هاشمی دیگر دختر هاشمی رفسنجانی هم اعلام کرد که از میرحسین موسوی حمایت خواهد کرد و این در حالی بود که روزنامه وطن امروز از تامین نابع مالی رسانه هایی که به تخریب احمدی نژاد می پردازند توسط مهدی و محسن هاشمی خبر داد.
اکنون میرحسین موسوی با پشتیبانی خاندان هاشمی و همراهی آنها به جنگ احمدی نژاد آمده و در برنامههای تبلیغاتی خود که تاکنون از رسانه ملی پخش شده است بدون اینکه برنامهای ارائه دهد فقط به دولت نهم تاخته و کوشیده تا شرایط کشور را بحرانی نشان دهد؛ حتی در این راه دست به دامان بازیگران و هنر پیشهها هم شده است.
اینگونه بود که محمود احمدی نژاد که در طول سه سال و نه ماه گذشته صلاح ندانسته بود به دلیل مسائل امنیتی کشور برخی از مسائل را بازگو کند، اکنون مصلحت را در این ببیند که آفشا کند.
اینگونه بود که طرفداران احمدی نژاد پس از توکل به خدا تمام امیدشان به افشاگریهای دکتر احمدی نژاد در مناظرات بود. شاید مهدی کروبی و محسن رضایی بتوانند در مناظره با محمود احمدی نژاد بر عصبانیت خود غلبه کنند اما با شناختی که از میرحسین موسوی در این مدت به دست آمده بودخوب می دانستم که قرار گرفتن در مقابل احمدی نژاد در مقابل دوربین و در حالی که احمدی نژاد وعده افشاگری داده برای او تا چه حد دشوار خواهد بود. این مسئله را حتماً خود اصلاح طلبان بهتر میدانستند، چنانکه خبرهایی از گوشه و کنار به گوش میرسید که گفته میشد اصلاح طلبان در تلاشند تا مناظره با احمدی نژاد لغو شود تا جایی که سعید حجاریان چند روز پیش از مناظره آن را با بازی فوتبال مقایسه کرد و گفت که میرحسین موسوی اگر در مناظره شرکت نکند 3 بر صفر بازنده است و اگر شرکت کند 6 بر صفر.
اولین مناظره در روز 12 خرداد بین مهدی کروبی و محسن رضایی انجام شد، مناظره ای که شاید آن را مشاوره بنامیم بهتر باشد، چشمک مهدی کروبی به محسین رضایی در طول مناظره که از چشم دوربین دور نماند پرده از همه چیز برداشت هر چند که پیش از آن هم به شنیده بودم که نامزدها با هم به توافق رسیدهاند که در مناظره با یکدیگر به هیچ وجه همدیگر را نقد نکنند و تنها نقدشان را متوجه شرایط کنونی کنند.
اما 13 خرداد فرا رسید و نوبت به مناظره محمود احمدی نژاد با کسی رسید که بیشترین اهانتها را به وی در این مدت کرده بود، احمدی نژاد 40 دقیقه فرصت پیدا کرد تا به چندین ماه تخریب و اهانت پاسخ دهد.
احمدی نژاد از برخی بدرفتاریها و تخریبهای بدون سابقه گلایه کرد و گفت که تنها موسوی در برابر او نیست بلکه هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی نیز در برابر وی قرار گرفتهاند.
احمدی نژاد بی راه نگفت، چرا که اکنون او در مقابل جریانی قرار گرفته بود که 24 سال از سالهای پس از انقلاب قدرت را در دست داشت و خود را مالک اصلی مردم میدید و بسیار برایش سخت بود تا ببیند که فردی که او را ”بخش دار“ میخوانند بتواند با صداقت و خلوص نیت قدرت را به دست بگیرد.
شاید زمان نخست وزیری میرحسین موسوی هیچ خیلی از ما نبودیم اما زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی را به خوبی به یاد داریم.
مطمئن هستم اگر در زمان آقای میرحسین موسوی یا آقای رفسنجانی یا آقای خاتمی ما همین مقدار سایت اینترنتی و وبلاگ و شبکه های ماهوارهای، پیامک ، آر اس اس و ... داشتیم الان هیچکدام از آنها ژست حق به جانب بودن نمیگرفت.
میرحسین موسوی در برابر احمدی نژاد اصلاً چه گفت؟ روی کدام جمله از جملات پر استرس و همراه با نفس نفس وی میتوان اسم ”انتقاد“ گذاشت ؟ میرحسین موسوی به کدامیک از سوالات احمدی نژاد توانست پاسخ بدهد در حالی که احمدی نژاد به طور شفاف پاسخ تمام سوالات وی را داد.به موسوی می خواهم بگویم آیا خودت را سرکار گذاشته ای یا طرفدارانت را ؟ شاید باید به حرف حجاریان گوش میدادی و بازی را 3 بر صفر واگزار میکردی؛ آمدی که فقط به احمدی نژاد بگویی که چرا ملوانان انگلیسی را بدرقه کرده و یا چرا کسی که میلیاردر است را وزیر خود کرده و چرا منکر هولوکاست شده ای ؟؟؟
جناب مهندس که میگوید نباید نام کسی را که در اینجا حضور ندارد تا از خود دفاع کند برد، خود از ثروت محصولی و مدرک کردان در مقابل چشم میلیونها بیننده سخن گفت. برای همین بود که طرفداران موسوی کوشیدند تا شکست موسوی در مناظره را ابزاری برای مظلوم نمایی کنند و مناظره را از آن جهت که در آن به مدرک تحصیلی همسرش اشاره شده، ” ناموسی“ بنامند.
حتی میرحسین موسوی در مناظره با محسن رضایی هم پاسخ شفافی به سوالات وی نداد و باعث شد که رضایی بارها به موسوی بگوید که آقای موسوی من جواب سوال خود را در پاسخ های شما پیدا نکردم.
میرحسین موسوی تا کنون به این پرسش که چرا پس از 20 سال سکوت به یکباره تصمیم به حضور در صحنه انتخابات گرفته پاسخ های متفاوتی داده است که احتمالاً خود وی متوجه نشده است، چنانکه یکبار گفت که احساس خطر کرده است؛ یکبار گفت که سکوت نکرده بود و در سخنرانیها مواضع خود را اعلام میکرده است و اخیراً نیز مدعی شده است که ممنوع التصویر بوده است!
با تمام وجودم اکنون میدانم که 24 سال جریانی کشور را در دست داشت که به راحتی به مردم دروغ میگفت و با بسته نگه داشتن فضای اطلاع رسانی در کشور جیبهای خود و اطرافیان خود را پر از پول و دلار کرد اما 4 سال پیش و با آمدن احمدی نژاد جلوی فساد آنها گرفته شده است و آنها اکنون می کوشند تا به هر ترتیب که شده و با توسل به دروغ مجدداً قدرت را به دست بگیرند.
اما آنها نمیدانند که اکنون کشور در آستانه انقلاب دیگری است و این انقلاب عبور مردم از آنهاست که در روز ٢٢ خرداد ٨٨ به وقوع خواهد پیوست.