داركوب بر تنه دانشگاه
در اين اعتراضها وجه اصلي درخواست بركناري يكي از معاونان دانشگاه (احتمالا مسوول مرتبط با مشكل ايجاد شده)، رئيس دانشگاه و هيات رئيسه آن است؛ علاوه بر اين منع تعقيب دانشجويان اعتراضكننده از سوي كميته انطباطي و حضور مقاماتي از وزارت علوم دنباله اين تقاضاهاست.
هر كدام از اين تجمعات كه روزهاي بيشتري به طول انجاميدهاند، با حجم اطلاعرساني وسيعتري هم همراه شدهاند و اندك اندك در ميان خواستههاي دانشجويان، رد پايي از يك گفتمان خاص سياسي هم هويدا شده است.
گر چه تقريبا همه اين تحصنها در دانشگاههايي غيرتهراني برگزار شده، اما يك خط رهبري و هدايت پنهان از تهران نيز در اين رويدادها ديده ميشود، چرا كه سبك و سياق حركت و جمعبندي اعتراضات داراي شباهتهاي قابل توجهي است و مهمتر آنكه افرادي كه به عنوان تحليلگر در ايران و يا خارج از كشور مورد پرسش رسانهها قرار ميگيرند، از يك پايگاه سياسي واحد برخوردارند.
در نهايت هم آنكه راديو وابسته به سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (فردا)، در روز آخر تجمع گزارش ميدهد كه اين تجمع هم «با موفقيت» به پايان رسيد، چرا كه مديران ناكارآمد وزارت علوم، توانايي مديريت بحرانهاي از اين دست را نداشته و همواره با واكنش كند خود، مانع از مهار جريان شدهاند.
البته كه نميتوان چشم بر پتانسيل نارضايتي موجود در فضاي دانشگاهي بست و لب به انتقاد نگشود؛ افت آموزشهاي ارائه شده، رواج شيوه كهنه آموزش مخزني، كوفتن بر طبل مدركگرايي، انتصاب روساي دانشگاه غيرانتخابي و نهچندان محبوب، افزايش بيكاري فارغالتحصيلان، گسترش مصرف مواد مخدر، رواج مشكلات و ناهنجاريهاي جنسي و اخلاقي و... همه و همه زنگها را مدتهاست كه به صدا درآورده و وجود اختلافات ميان مسولان ارشد دولتي و مقامات وزارت علوم هم متاسفانه مانع از حل و فصل آنها شده است. اين نارضايتيها بر چنين زمينه آمادهاي رشد كرده و ميكند.
جريان دانشجويي برآمده پس از دوم خرداد در طي ساليان اخير، عمدتا ظهور بيروني نداشته و بعد از گسيلشدن فعالان اصلياش به غرب، همپاي جريان سياسي دومخرداد دوره افول خود را آغاز كرد و حتي فعالان جريان اصولگرايي در دانشگاهها هم بهمرور و بهمدد برخوردهاي فرساينده فراوران، از دامنه فعاليت خود كاستهاند. رخدادهاي اخير، آنهم در آستانه حادثه 18 تير، ممكن است با حاشيههاي امنيتي خاصي نيز همراه باشد كه نميشود درباره آنها به سادگي اظهارنظر كرد، اما بيترديد همه اين ناآراميها بر اساس طراحي از پيش انجامنشده شكل نگرفته، ليكن كارگردانان اين پروژه، بايد در اتاق فكري آشنا به مسائل ايران برنامهريزي دقيقي براي فعاليت خود انجام داده باشند تا در مدلي هماهنگ، جنبش دانشجويي را از طريق تحريك غيرمستقيم و ايجاد شوك، به تحرك وادار كنند.
داركوب، پرنده پرتلاشي است كه هدفاش تنها ايجاد سر و صدا نيست، بلكه ميخواهد طعمهاي را چنگ آورد.
هر كدام از اين تجمعات كه روزهاي بيشتري به طول انجاميدهاند، با حجم اطلاعرساني وسيعتري هم همراه شدهاند و اندك اندك در ميان خواستههاي دانشجويان، رد پايي از يك گفتمان خاص سياسي هم هويدا شده است.
گر چه تقريبا همه اين تحصنها در دانشگاههايي غيرتهراني برگزار شده، اما يك خط رهبري و هدايت پنهان از تهران نيز در اين رويدادها ديده ميشود، چرا كه سبك و سياق حركت و جمعبندي اعتراضات داراي شباهتهاي قابل توجهي است و مهمتر آنكه افرادي كه به عنوان تحليلگر در ايران و يا خارج از كشور مورد پرسش رسانهها قرار ميگيرند، از يك پايگاه سياسي واحد برخوردارند.
در نهايت هم آنكه راديو وابسته به سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (فردا)، در روز آخر تجمع گزارش ميدهد كه اين تجمع هم «با موفقيت» به پايان رسيد، چرا كه مديران ناكارآمد وزارت علوم، توانايي مديريت بحرانهاي از اين دست را نداشته و همواره با واكنش كند خود، مانع از مهار جريان شدهاند.
البته كه نميتوان چشم بر پتانسيل نارضايتي موجود در فضاي دانشگاهي بست و لب به انتقاد نگشود؛ افت آموزشهاي ارائه شده، رواج شيوه كهنه آموزش مخزني، كوفتن بر طبل مدركگرايي، انتصاب روساي دانشگاه غيرانتخابي و نهچندان محبوب، افزايش بيكاري فارغالتحصيلان، گسترش مصرف مواد مخدر، رواج مشكلات و ناهنجاريهاي جنسي و اخلاقي و... همه و همه زنگها را مدتهاست كه به صدا درآورده و وجود اختلافات ميان مسولان ارشد دولتي و مقامات وزارت علوم هم متاسفانه مانع از حل و فصل آنها شده است. اين نارضايتيها بر چنين زمينه آمادهاي رشد كرده و ميكند.
جريان دانشجويي برآمده پس از دوم خرداد در طي ساليان اخير، عمدتا ظهور بيروني نداشته و بعد از گسيلشدن فعالان اصلياش به غرب، همپاي جريان سياسي دومخرداد دوره افول خود را آغاز كرد و حتي فعالان جريان اصولگرايي در دانشگاهها هم بهمرور و بهمدد برخوردهاي فرساينده فراوران، از دامنه فعاليت خود كاستهاند. رخدادهاي اخير، آنهم در آستانه حادثه 18 تير، ممكن است با حاشيههاي امنيتي خاصي نيز همراه باشد كه نميشود درباره آنها به سادگي اظهارنظر كرد، اما بيترديد همه اين ناآراميها بر اساس طراحي از پيش انجامنشده شكل نگرفته، ليكن كارگردانان اين پروژه، بايد در اتاق فكري آشنا به مسائل ايران برنامهريزي دقيقي براي فعاليت خود انجام داده باشند تا در مدلي هماهنگ، جنبش دانشجويي را از طريق تحريك غيرمستقيم و ايجاد شوك، به تحرك وادار كنند.
داركوب، پرنده پرتلاشي است كه هدفاش تنها ايجاد سر و صدا نيست، بلكه ميخواهد طعمهاي را چنگ آورد.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 9:13 توسط باادب
|